|
شعر شعر و ادب
| ||
|
هيچ چيز با تو شروع نشد همه چيز با تو تمام ميشود كوهستانهايي كه قيام كردهاند تا آمدنت را پيش از همگان ببينند. اقيانوسها كه كف بر لب ميغرند و به جويبار تو راهي ندارند. باد و هوا كه در انديشهاند چرا انسان نيستند تا با تو سخن بگويند و تو سوسن خاموش! همه چيزت را در ظرفي گذاشته به من دادهاي تا بين واژگان گرسنه قسمت كنم . همه چيز با تو شروع نشد همه چيز با تو تمام ميشود [ چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۰ ] [ 23:30 ] [ علی ]
|
||
| href="http://www.weblogskin.com"target="_blank"> Weblog Themes By : weblog skin ] | ||